تبلیغات
وبلاگ شهیده سیده طاهره هاشمی - شلمچه! شب‌های فاطمیه بر تو چه می گذرد؟

وبلاگ شهیده سیده طاهره هاشمی
 
ما تا آخرین نفر و تا آخرین منزل و تا آخرین قطره خون، برای اعتلای کلمه الله ایستاده ایم. امام خمینی(ره)
سفرمان با دهه فاطمیه آغاز شده است، سفری که تو را با خود به منتهی علیه عشق می برد، سفری که بوی خدا می دهد، بوی یاس و شهدا می دهد.
آمده ایم به این سفر عشق، سفری که لحظه لحظه هایش دلت را هوایی کربلا می کند، سفری که از غریبی یار مهدی صاحب زمان (عج) می گوید، سفری که تو را با ناله های شبانه شهدا در شلمچه آشنا می کند.
بگذار از شلمچه برایت بگویم؛ شلمچه؛ نقطه تلاقی عرش با فرش، منطقه خوش نشین عارفان و عاشقان شب زنده دار که ناله های العفوشان را مادر شهدای دشت نینوا خوب می داند او که یاورشان در شب های عملیات بود.
شلمچه! این شب های فاطمیه بر تو چه می گذارد؟ شلمچه! دهه های فاطمیه که شهدا بر روی خاک تو خون هایشان فوران کرد و از گلوهای نازنین شان بیرون می جست تو چه حسی داشتی؟ می دانم شلمچه را فقط فرزندان فاطمه (س) خوب می شناسنش، شلمچه قطعه ای از بهشت است که بوی چادر خاکی حضرت زهرا می دهد.
همسفرم! حالا که شدی همسفر جاده عشق قدر بدان این لحظه ها را، و مگذار بیهوده از کف برود... زائر کربلای ایران زیارت قبول تو که ادامه مسیرت از طلاییه می گذرد آری طلاییه؛ محل شهادت سردار خیبر؛ شهید حاج ابراهیم همت و برادران مهدی و حمید باکری و یادآور قطع شدن دست حسین خرازی است.
طلاییه یادآور عملیات بدر و خیبر است، اینجا سه راهی شهادت است که طلاییه را خوب برایت توصیف می کند.
طلاییه وقتی در کنارت نیستم چقدر دلم برایت تنگ می شود، به شهرم که برمی گردم دلتنگت می شوم.
همسفرم  ادامه مسیرت از دهلاویه می گذرد منطقه جنگجوی پرهیزگار؛ شهید مصطفی چمران، ادامه مسیرت از اروند رود رودی نبرد با آب و دشمن، یادآور رشادت های غواصان شهر بندرعباس، قشم و هرمز و اینها را از زبان روایان در این منطقه خوب می شنوی پس خوب درکش کن.
کاش ای سفر هم سفر با مرتضی آوینی شوی، او که آخرین واع با دوربین فیلم برداریش در فکه رقم خورد و چنانچه آوینی گفت: «ای دل نپندار که نه تنها عاشوراییان را بدان بلا آزموده اند و لا غیر... صحرای بلا به وسعت همه تاریخ است و کار با یک یا لیت کنتم معکم ختم نمی شود». شاید هم این سفر آزمونی برای من و تو باشد همسفر.
همسفرم از ادامه مسیر به هویزه برایت بگویم؟ اینجا شهدایش بدن ندارند، تکه تکه شدن زیر تانک های دشمن، اینجا سکوت معنی داری را حس می کنی؟ اینجا به مقر شهید دانشجو حسین علم الهدی معروف است او که جبهه را دانشگاهش کرد و امروز من و تو دانشگاهمان باید جبهه باشد.
اینجا فرشی از گلدسته ای شهداست که چه بسیار آرام خفته اند و تو باید در دلت زار بزنی و بگویی شرمنده ایم شهدا؛ اما این چند روز باقی مانده عهدی دوباره ببندیم با این گلدسته ها که ادامه دهنده انتقام سیلی زهرا (س) باشیم.




طبقه بندی: دل نوشته و اشعار، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 5 فروردین 1392 توسط همپای حماسه
تمامی حقوق مطالب برای وبلاگ شهیده سیده طاهره هاشمی محفوظ می باشد

mouse code

كد ماوس